سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
Interview With Steven Wilson Part One

Tags

مصاحبه استیون ویلسون، پورکیوپاین تری، porcupine tree the incident، interview porcupine tree

مصاحبه با استیون ویلسون

(مرد شماره یک پورکیوپاین تری پیرامون آلبوم آخر گروه )

بخش نخست

 Steven Wilson

 

 

مصاحبه گر : ای. سندر

مصاحبه شونده : استیون ویلسون ( (‌ Steven Wilson

مترجم : یزدان محمدجانی

 

در یک سه شنبه آفتابی ماه آگوست استیون ویلسون را ملاقات کردم. مرد شماره یک Porcupine Tree که احتیاجی به معرفی بیشتر ندارد. استیون را درحالیکه برنامه فشرده ای داشت در هتلی در آمستردام ملاقات کردم. وی دو روز گذشته را در هلند بود و طی این دو روز نزدیک به بیست مصاحبه انجام داده بود. در زمان کوتاهی که نصیبم شده بود سوال و جوابی با استیون انجام دادم و سعی کردم تمرکز سوالات روی آلبوم جدید گروه ، The Incident ، باشد. مصاحبه ای بسیار خواندنی که در زیر از نظر شما خواهد گذشت.

 

امروز مصاحبه زیاد انجام دادید ؟

ده تا دیروز ده تا هم امروز ! اما شما هنوز منو کاملا سرحال گیر انداختید !

 

از ابتدای دهه 90 تا الان ما شاهد تغییرات زیادی در سبک Porcupine Tree بودیم. میشه گفت یک در میان آلبوم ها دچار تغییر جهت شدند. طرفداران شما چنین تغییراتی رو میتونن تو این آلبوم هم انتظار داشته باشن ؟

فکر می کنم حق با شماست. ما شیفت های زیادی داشتیم. ولی تغییرات هرگز از پیش برنامه ریزی شده نبود. این تغییرات یجورایی پاسخ طبیعی من به موسیقی هایی بوده که تو هر زمانی گوش میدادم. مثلا وقتی موسیقی متال گوش میدادم متال وارد صدای Porcupine Tree میشد. در آلبوم Stupid Dream این شیفت به سمت متریال های مبتنی بر شعر رفت چرا که اون زمان موسیقی های مبتنی بر شعر زیاد گوش میدادم. خروجی به نوعی انعکاس ورودی هست. فکر میکنم اونچه که باعث تمایز این آلبوم میشه مقیاس جاه طلبی این آلبوم تو سیر و سیاحت موسیقیایی مون هست. اگه به دو آلبوم قبل از The Incident نگاه کنید ( Deadwing و Fear Of A Blank Planet ) مشخصه که ما به سمت آهنگ های با مدت زمان طولانی تری رفتیم. تو آلبوم Fear Of A Blank Planet یه تراک 18 دقیقه ای ( اشاره استیون ویلسون به آهنگ Anesthetize ) وجود داشت. ما پس از سالها چنین قطعه طولانی را در آن آلبوم برای اولین بار گنجوندیم. پس از اون آلبوم و با اطمینان از موفقیتش تلاش کردیم دست به خلق اثری مفهومی ( Conceptual ) بزنیم به مانند کارهای مفهومی دهه 70 میلادی مثل Thick As A Brick از گروه پراگرسیو راک انگلیسی Jethro Tull یا Sgt.Pepper بیتلز یاDark Side Of The Moon  پینک فلوید. من همیشه این آلبوم ها رو دوست داشته ام. مسلما خلق کارهای مشابه این شاهکارها کار آسونی نیست. منصفانه بگم قبلا هم چنین قصدی داشتم اما بنا به دلایلی موفق به انجامش نشدم. قطعا سفر موسیقیایی سختی بود ! شما میتونی راجع به تمام آلبوم های ما چنین چیزی رو بگی اما این یکی قطعا مقیاسش وسیع تره. فکر می کنم تو این آلبوم خلاصه ای از تمام این سالهای Porcupine Tree وجود داره. مردم به تمام چهره های متفاوت Porcupine Tree عادت کردند. آکوستیک ،متال ،سایکدلیک ،پاپ ،امبینت. این آلبوم میشه گفت یه مجموعه از تاریخ Porcupine Tree خواهد بود.

 

راجع به مفهوم واژه The Incident یه چیزایی خوندم. با آهنگ های این آلبوم ما رو به چه حادثه هایی ارجاع میدی ؟

ایده اصلی برای The Incident از اتفاقات بیرونی اومد. مثل داستانهایی که تو رسانه ها میدیدم. از شیوه ای که رسانه ها استفاده می کنند برای کاربرد واژه The Incident حیرت زده شدم. نگاه کردن به اخبار مجذوب کننده است بخصوص در انگلستان. شیوه انتخاب رسانه ها و شخصی کردن بعضی داستان ها و خصوصی زدایی از بعضی داستان های دیگه. بزار منظورمو توضیح بدم .... مثلا یه زلزله تو هند جون 10.000 نفر رو میگیره و رسانه ها بهش میگن "حادثه" درحالیکه کاملا غیر شخصیه و خیلی از شما دوره. از شما انتظار این نمیره که با این داستان ارتباط عاطفی شدید پیدا کنید. از سوی دیگه مایکل جکسون میمیره. رسانه ها این داستان رو بطور کاملا احساسی و شخصی به تصویر میکشن. اینجا بی طرفی رسانه ها که تو پوشش خبر زلزله تو هند وجود داشته وجود نداره. البته که من میفهمم چرا اینطوره ، چون همه ما میدونیم مایکل جکسون کیه. هممون احساس می کنیم از مایکل بعنوان یه شخص اطلاعاتی داریم پس ما میتونیم با او بعنوان یه شخص تا حدودی ارتباط برقرار کنیم اما لزوما نمی تونیم با مردم هند که نمیشناسیمشون ارتباط برقرار کنیم. وقتی اخبار رو نگاه می کنید به این تفاوت تاکیدها و اهمیت هایی که رسانه ها بین بی طرف بودن و احساسی بودن قائل میشن توجه تون جلب میشه. اینطوری بود که جذب این کلمه شدم و روی تفاوت استفاده رسانه ها از این کلمه برای مثال های بالا با رویدادهای آسیب زایی مثل قتل ، بچه دزدی ، سو استفاده از کودکان و فجایع طبیعی دقیق شدم. این شد که چند تا از این داستان ها رو از رسانه ها انتخاب کردم و شروع کردم به نوشتن راجع به اونا. یه داستان مذهبی مربوط به یه آئین مذهبی در آمریکا ، یه داستان در مورد جسدی که تو رودخونه پیدا شده و با تجربه ای خودم از حادثه اتومبیل داشتم بعنوان یک "حادثه" شروع کردم به نوشتن راجع به این داستان ها از زوایای خیلی شخصی تر. در واقع این ایده اصلی برای انتخاب The Incident بود.

بعدش بیشتر راجع به حادثه هایی که تو زندگی شخصی خودم اتفاق افتاده فکر کردم. حوادث بد و خوبی که بطور مقطعی زندگی منو دچار تغییر کردن ، اینطوری یه نوعی فرم شرح حال نامه ای و شخصی وارد موسیقی شد. نمی خوام بگم که این یه مفهوم خیلی قوی بوده یا مثل Fear Of A Blank Planet خیلی مفهومی بوده ، نه این مفهوم خیلی قوی نیست خیلی مفهوم رها و بی قاعده ای هست به نظرم. یه مفهوم بی قاعده و سست که آلبوم رو جلو میبره اما تو این روزا این مفهومی بود که میخواستم تو آلبوم وجود داشته باشه. مفهوم شعرها کاملا رها و بی قاعده است ولی هنوز یک تم کلی در آلبوم نهفته است. تمی که بطور خلاصه میشه "چیزهای اطرافمون بعد از تغییر مسیر زندگی" یا "نگرانی های شخصی بعد از چیزهایی که دیگه هرگز وجود نخواهند داشت" .

 Steven Wilson

آلبوم با ارجاعی به نظریه Occam's Razor شروع میشه که اگه درست متوجه شده باشم می خواد بگه یکی از ملزومات رد کردن چیزی اعتماد زیاد به مفروضات مسئله هست .....

دقیقا ! واسه من این آهنگ مقدمه و پیش درآمدی است برای آهنگ The Blind House که درباره آئین مذهبی است. تو این سالها آهنگ های کمی راجع به احساسم نسبت به مذهب سازمان دهی شده نوشتم. مثل Halo و Sever ( از آلبوم Signify ) . طرفدار مذهب نیستم و به خدا اعتقادی ندارم. به انسان و بشر اعتقاد دارم. معتقدم خدا در بین ماهاست. به معنویت اعتقاد دارم اما به پرستش و عبادت نه ! آهنگ های زیادی راجع به اینها نوشتم و نکته جالب توجه درباره Occam's Razor ( اصل اوکام ) اینه که هر چی میگه بدیهی تر ، پذیرفتنی تر و منطقی تر از اینه که شما مجبور باشید یک نفر ( یا یک شی یا یک موجود ) را بپذیرید. تئوری های زیادی وجود دارند که شما می بایست بخاطر چیزی که اطمینان کافی از آن ندارید و نامحتمل نیز به نظر میرسد همه آنها را رد کنید و عاقلانه ترین تئوری را قبول کنید اگه شما اصل پیدایش عالم و انسان رو بپذیرید و اینکه چرا انسانها اینجا هستند خدا و مذهب در این لیست در رده 50.000 اُمین تعاریف منطقی و محتمل قرار میگیرند ! . داروینیسم و نظریه تکامل توضیحی است که بهترین استفاده را از  Occam's Razor می کنند. برای من تنها یک تئوری دیگر وجود داره که همه ایده ها رو نفی می کنه ، همونطور که ریچارد داوکینز میگه : "اگه شما به خدا اعتقاد داشته باشین شما می تونید به بابانوئل یا هیولای اسپاگتی هم معتقد باشید!!! "

 

حدس میزنم شما The God Delusion رو مطالعه کردین .... ؟

قطعا !! من کاملآ باهاش موافقم. اگه شما تئوری Occam's Razor قبول کنید خدا و مذهب حتی یک لحظه هم شکل نمی گیرن. به هر حال یه پیش درآمد بی کلام ( Instrumental ) هست برای آهنگ The Blind House. می خوام این تئوری رو رواج بدم ، مطمئن نیستم که خیلی از مردم ازش آگاه باشن. این یه تئوری یا فلسفه جالبه و پر از احساسه.

 

و در مورد دو آهنگ Great Expectations و Kneel and Disconnect چی ؟

آهنگ Great Expectations راجع به یه چیزی تو زندگی شخصی خودمه. راجع به یکی از دوستان خیلی نزدیک دوران جوونیم هست. خانوادش از اینجا رفتند و تماسم باهاش قطع شد و بعد از 30 سال دوباره دیدمش با انبوهی از مشکلات روحی روانی. مدام بین مراکز روان درمانی در رفت و آمد بود و آخرش هم تو زندان زندگیش به آخر رسید. این شوک بزرگ ناشی از یادآوری دوران کودکی و اینکه چطور مسیر زندگی ما دو تا اینقدر فرق کرده بود .... هم شوکه شده بودم و هم غمگین و .... Great Expectations راجع به همینا بود. آهنگ Kneel and Disconnect راجع به روزیه که تصمیم گرفتم یه موزیسین بزرگ بشم که البته یکی از اتفاقاتی بود که زندگیمو تغییر داد. آهنگ کوتاهیه ولی اساسا مربوط به ایده انتخاب حرفه جدیدمه و یه لحظه ترسناک واسه من چون من شغل خوبی داشتم ، درآمد خوبی داشتم ، شرکت اجاره ماشین داشتم ... خیلی جوون بودم ولی همه چیز داشتم. دستمزد خوبی داشتم ، آرامش داشتم و با همه اینا تصمیم گرفتم همه چیز رو بزارم و قدمی به سمت تاریکی بردارم و یه موزیسین حرفه ای بشم. خوشبختانه جواب داد. روزای سختی بود.

Steven Wilson 

و آهنگ سایکدلیک The Yellow Windows of the Evening Train . یه قطعه سایکدلیک خارق العاده. میشه راجع بهش توضیح بدید ؟

مثل مذهب ، قطارها ( Trains ) هم یکی دیگه از المنت هایی که تو شعرها ، آهنگ ها و عنوان ها به دفعات استفاده کردم. قطار برای من استعاره از دوران کودکی نوستالژیکمه دلیلشم اینه که وقتی سنم خیلی کم بود کنار یه ایستگاه قطار بزرگ شدم. هر وقت میخواستم بخوابم صدای قطارها رو میشنیدم و حالا هر وقت صدای قطار میشنوم وصل میشم به خاطرات بچگیم. صدای یه قطار میتونه منو با صداها ، بوها ، منظره ها و خاطرات خوب و یا بدی در گذشته پیوند بزنه. پس قطار میتونه یه استعاره از نگاه به کودکیم باشه ، آهنگ همینو میخواد دنبال کنه. آهنگ Time Flies یه آهنگ اتوبیوگرافی ماننده که راجع به کودکیمه. این آهنگ راجع به منه راجع به دوران کودکی من راجع به بزرگ شدنم. راجع به تمام چیزهایی که منو شکل دادن. تمام حوادثی ( The Incidents ) که شما میتونید تصور کنید که منو شکل دادن ، شخصیت منو ساختن.

 

راجع به Time Flies صحبت رو ادامه بدیم. این آهنگ با بقیه آهنگ های این آلبوم کاملا متفاوته. آیا این آهنگ با بقیه آهنگ ها با هم ساخته شدند ؟

بله ، همه با هم ساخته شدند. کل آلبوم ، کل قطعات به ترتیبی ساخته شدند که در آلبوم میشنوید. بلافاصله بعد از Yellow Windows of the Evening Train تایم فایلز ساخته شد. دلیل تفاوتش هم اینه که در مورد من ، دوران کودکیم و اونچه منو ساخته بخصوص بعنوان یک موزیسین ساخته شده. در این آهنگ شما به ترانه هایی که من با اونا بزرگ شدم ارجاع داده میشید. بنابراین شما تعمدا به پینک فلوید میرسید. ( این آهنگ رو میشه نسخه ای از آهنگ Dogs پینک فلوید دونست که تو آلبوم Animals قبلا شنیدیم - یزدان محمدجانی ) اولین آلبومی که خریدم آلبوم Animals پینک فلوید بود. شاید این یکی از دلایلی باشه که شما فکر می کنید این آهنگ با بقیه آهنگ ها این آلبوم فرق می کنه.

پایان بخش نخست

ادامه دارد ....